دوشنبه ۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۰

خاطرات شیرین کودکی

مامان یادت می‌اید؟

چی‌؟

ایران

معلوم است یادم میآید.

نه یک چیز خاصی‌ از ایران.

چی‌؟

اون تخم مرغ شانسی‌ها که توی ایتالیا نیست!

آهان،یادم اومد :-)

کی‌ میریم دوباره ایران از اونها بخریم؟

امیدوارم به زودی ،اگر نرویم میگویم مامانا برایت بیاورد.نه، اون قبول نیست می‌خواهم بروم ایران با رایا،ایلیا....بازشون کنم بعدش هی‌ به هم بگوییم مال من قشنگتر است.

پیوست:دخترم فارسی کم بلد است به خصوص دفعه اول که رفتیم ولی‌ با دختر خاله‌ها و پسرخاله‌ها خوب دعوا میکردند!

3 commenti:

ژینوس گفت...

وای که چقدر نون بربری خوشمزه بود پریسا جون. بوووووووس دستت درد نکنه.

پریسا گفت...

کدوم تخم مرغ شانسی ها رو میگه؟

parisa گفت...

jinoos:noosh jan azizam,aghar pish oomad in dastghah ra bekhar karet ra rahatar mikonad.
Parisa jan:esmesh yadam nist vali inja taghriban faghat "Kinder"peyda mishavad tabiatan asle karkhooneh Italiiai ast va tamame market dastesh,esme oon tokhme morgh yadam nist vali kheili heikal dar bood!va jayezeh hesabi dasht!!